( گلچین
کـتـاب پرسش های مهم پاسخ های كـوتاه استاد قرائتی )
سؤال 1 : آیا خدا به عبادات ما
نیاز دارد كه فرمان داده نماز بخوانیم و رو به كعبه بایستیم؟
اگر همه مردم رو به خورشید یا پشت به آن خانه بسازند چیزی به خورشید اضافه
نمی شود و چیزی از آن كم نمی شود. خورشید نیازی به مردم ندارد كه رو به او كنند، این
مردم هستند كه برای دریافت
نور و گرما باید خانه های خود را رو به خورشید بسازند. خداوند به عباداتِ مردم نیازی
ندارد كه فرمان داده نماز بخوانند. این مردم هستند كه با رو كردن به او از الطاف خاص
الهی برخوردار می شوند و رشد می كنند.
قرآن می فرماید : اگر همه مردم كافر شوند، ذره ای در خداوند اثر ندارد ،
زیرا او از همه انسان ها بی نیاز است. ( وَ قالَ مُوسى إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ
فِي الْأَرْضِ جَميعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَميدٌ سوره ابراهیم، آیه 8 )
{ گر جمله ی کائنات
کافر گردد بر دامن کبریاش نَنشیند گَرد }
سؤال 2 : چرا صالحان، گرفتار مشكلات هستند و مجرمان و گنه كاران، در رفاه به سر می برند ؟
خداوند اولیای خود را دوست دارد، لذا اگر خلافی كنند فوراً آنان را با قهر
خود می گیرد تا متذكّر شوند { خداوند پیامبران را در
صورت ترک اُولی نیز تأدیب می كند} و
همچنین اگر مؤمنین خلافی کنند چند روزی نمی گذرد مگر آنکه گوشمالی می شوند. { امیرالمومنین مي فرمايد:
يَا
ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَيْتَ رَبَّكَ سُبْحَانَهُ يُتَابِعُ عَلَيْكَ نِعَمَهُ وَ
أَنْتَ تَعْصِيهِ فَاحْذَرْهُ اگر گناه پشت سر گناه کردید و خدا
شما را گوشمالی نکرد ، از استدراج و مهلت دادن خداوند بترسید حكمت 25
نهج البلاغه } اما
اگر نا اهلان خلاف كنند، خداوند به آنان مهلت می دهد و هرگاه مهلت سر آمد، آنان را
هلاك می كند : ( وَ
جَعَلْنا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِداً سوره كهف ، آیه 59 ) و اگر امیدی به اصلاحشان نباشد، خداوند حسابشان را تا قیامت
به تأخیر می اندازد و به آنان مهلت می دهد تا پیمانه شان پر شود. ( إِنَّما نُمْلي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً
وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ سوره آل عمران ، آیه 178 )
اگر قطره ای چای روی شیشه عینك شما بریزد ، فوراً آن را پاك می كنید.
اگر قطره ای چای روی لباس سفید شما بچكد ، صبر می كنید تا به منزل بروید و
لباس خود را عوض كنید.
اگر قطره ای چای روی قالی زیر پای شما بچكد ، آن را رها می كنید تا مثلاً
شب عید به قالی شویی ببرید.
خداوند نیز با هر كس به گونه ای رفتار
می نماید و بر اساس شفافیت یا تیرگی روحش، كیفر او را به تأخیر می اندازد.
سؤال 3 : چگونه قبولی تمام كارها
، مشروط به قبولی یك عمل همچون نماز می شود ؟
پلیس راهی را در نظر بگیرید
كه از راننده ای گواهینامه رانندگی مطالبه می كند. اگر راننده گواهینامه پزشكی، گذرنامه
سیاسی، پروانه ساختمان و اجازه اجتهاد و یا هر مدرك دیگری نشان دهد، پلیس از او نمی
پذیرد و تنها با ارائه گواهینامه رانندگی اجازه عبور می دهد وگرنه مانع او می شود.
در قیامت نیز شرط رسیدن به مقصد، گواهینامه نماز است و اگر نباشد، هیچ عملی قبول و
نجات بخش نیست.
سؤال 4 : چگونه پاداش بعضی اعمال
انسان، از حساب و شماره می گذرد ؟
بر اساس روایات تعداد نفرات در نماز
جماعت هر چه بیشتر باشد، ثواب نماز بیشتر می شود ؛ تا آنكه عدد افراد حاضر در نماز
جماعت، به ده نفر برسد كه در این صورت پاداش آن بی شمار شده و كسی جز خداوند نمی داند.
چنانكه انسان، با یك انگشت
می تواند شماره تلفن بگیرد ، با دو انگشت می تواند سطل كوچكی را بلند كند، با سه انگشت
كار بیشتری انجام می دهد، تا اینكه به ده انگشت برسد كه در این صورت، دیگر كار انسان
محدودیّت ندارد و هر كاری بخواهد می تواند با این ده انگشت انجام دهد و تعداد كارهایش
قابل حساب و شماره نیست.
سؤال 5 : امر
به معروف و نهی از منكر ، وظیفه همه مسلمانان است یا گروهی خاص ؟
برای ماشینی كه در مسیر یك طرفه برخلاف همه رانندگی می كند، دو نوع برخورد
لازم است :
اول آنكه تمام رانندگان با بوق و چراغ، مخالفت خود را با كار او
اعلام كنند. دوم آنكه پلیس، راننده را جریمه كند.
قرآن نیز هم تمام مسلمانان را به امر به معروف و نهی از منكر سفارش می
کند : ( كُنْتُمْ
خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ
الْمُنْكَر آل عمران ، آیه 110 ) شما بهترین امتی هستید كه جلوه كرده اید به شرط آنكه امر به معروف و نهی
از منكر كنید.
و در جای دیگر می فرماید : از میان
شما مسلمین گروهی ویژه باید مسئول امر به معروف و نهی از منكر شوند. ( وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى
الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَر آل عمران
، آیه 104 )
سؤال 6 : بشر
چه نیازی به كتاب آسمانی دارد ؟
تمام كارخانجات دنیا برای تولیدات خود دفترچه راهنما تهیه و در كنار محصولات
به مشتریان ارائه می دهد.
آیا جز طراح و سازنده ، فرد دیگری صلاحیت نوشتن آن را دارد ؟ هرگز !
ما نیز سازنده و آفریدگار داریم كه برای راهنمایی ما ، دفترچه ای به نام
قرآن نازل كرده است و دیگری حق قانون گزاری ندارد ، زیرا فقط سازنده می داند كه چه
ساخته و تنها اوست كه به تمام زوایا و ابعاد محصول خود آگاه است و راه بهره گیری صحیح
و آفات و موانع رشد آن را می داند : ( أَلا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ مُلك ، آیه
14 )
كسانی كه به جای قانون خداوند به سراغ قوانین بشری می روند مانند كسانی
هستند كه دفترچه راهنمای سازنده را كنار گذاشته و از دیگران نحوه استفاده از آن را
مطالبه می كنند .
سؤال 7 : { مفهوم دقیق زهد چیست ؟ }
قرآن می فرماید : ( لِكَيْلا تَأْسَوْا
عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُم سوره حدید ، آیه 23
) آن
گونه باشید كه اگر چیزی را از دست دادید، تأسف نخورید و اگر چیزی به شما دادند، شاد
نشوید . یعنی دادن ها و گرفتن ها در ما اثری نگذارد.
كارمند بانك، یك روز مسئول دریافت پول مردم می شود و روز دیگر مسئول پرداخت
پول به مردم می شود. نه آن روزی كه پول می گیرد خوشحال است و نه آن روزی كه می پردازد،
ناراحت. زیرا او می داند هر دو روز، امانتداری بیش نبوده است.
سؤال 8 : چرا در اسلام ، ارزش عمل
به نیت آن است و قبولی عمل به قصد قربت و اخلاص وابسته است ؟
در كارهای دنیوی نیز ارزش كارها ، به نیت آنها بستگی دارد . جراح و چاقو
كش هر دو شكم پاره می كنند، اما كار جراح خدمت است و كار چاقو كش جنایت . همین جرّاح
می تواند برای پول كار كند و می تواند برای نجات یك انسان كار كند، هر كدام از این
هدف ها نیز ارزش مخصوص به خود دارد.
یك لیوان آب را به سه نفر عرضه می كنیم؛ یكی نمی خورد چون قهر كرده ، دیگری
نمی خورد چون میل ندارد است ، سومی نمی خورد و می گوید : نفر چهارم از من تشنه تر است،
آب را به او بدهید! این سه نفر، در نوشیدن آب یكسانند ولی به خاطر آن كه هدف های آنها
متفاوت است، ارزش كارشان نیز تفاوت دارد.
در اسكناس ها نخی است كه نشانه ی اصالت اسكناس و وسیله جدایی اسكناس اصلی
از قلابی است، در عبادات نیز باید ریسمانی محكم میان بنده و خدا باشد كه همان قصد قربت
است. اگر آن نخ نباشد یا پاره شود ، رابطه انسان با خدا قطع و عمل مقبول نیست.
سؤال 9 : اگر آیه ( وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر سوره عنكبوت
، آیه 45 ) صحیح است ، پس چرا بعضی نمازگزاران مرتكب
خلاف می شوند ؟
اولاً : نماز اگر با اصول و شرایطی
كه دارد اقامه گردد، مانع فحشا و منكر می شود وگرنه حركت لب و كمر چنین خاصیتی را ندارد.
این درست نیست كه هر كس به مدرسه و دانشگاه رفت به رشد علمی می رسد، بلكه به این معناست
كه مدرسه و دانشگاه بستر رشد است به شرط آنكه با جدیت درس بخوانید و آنچه را می خوانید
بفهمید.
ثانیاً : نمازگزاری كه گاهی خلاف
می كند، اگر اهل نماز نبود خلافش بیشتر بود ، زیرا همین نمازگزار برای صحیح بودن نمازش
مجبور است بدن و لباسش پاك باشد، لباس و مكانش از مال مردم نباشد و همین مقدار مراعات
احكام و مسائل، سبب دور شدن او از برخی گناهان و منكرات می شود ، همان گونه كه پوشیدن
لباس سفید، انسان را از نشستن روی زمین آلوده باز می دارد .
سؤال 10 : چگونه با غرائز جنسی برخورد
كنیم ؟
غرائز مثل كپسول گاز هستند كه اگر از طریق صحیح وارد اجاق گاز شود ، نتیجه
اش حرارت و پخت و پز است ، ولی اگر بدون كنترل باشد ، انفجار و خطر را در پی خواهد
داشت .{ پس نه سركوب و نه
رها کردن غرائز ، بلكه كنترل و مهار}
خود آرایی برای زن یك غریزه است كه اگر در خانه به كار گرفته شود زندگی
را شیرین و پر محبت خواهد كرد، امّا اگر در خیابان انجام گرفت ، سبب متزلزل كردن خانواده
های دیگر خواهد شد. مردی كه در خیابان صدها زن آرایش كرده می بیند، وقتی به خانه می
آید نسبت به همسر خود علاقه چندانی نشان نمی دهد، زیرا جلوه های خیابانی علاقه او را
نسبت به همسرش متلاشی كرده است .
سؤال 11 : خدا كه به همه مَحرم است ، پس چرا در
نماز مردان و زنان باید خود را بپوشانند ؟
همیشه پوشیدن لباس به خاطر مسأله مَحرم و نامَحرمی نیست، بلكه گاهی پوشیدن
لباس جنبه تكریم و ادب دارد . معمولاً افراد در خانه خود
، لباس ساده می پوشند ولی وقتی مهمان وارد خانه می
شود، به احترام مهمان، لباس كامل و مناسب می پوشند و اگر قرار باشد در مجلس عروسی شركت كنند، لباس كامل
تری بر تن می كنند . این تغییر لباس ها، به خاطر ادب و احترام مهمانان مجالس
است . حضور در محضر خداوند در حال نماز نیز مقتضی پوشیدن لباس مناسب و كامل است . { حضور
نظامیان در مراسمات خودشان حتما باید با لباس مخصوص باشد ، وگرنه خلاف محسوب می
شود حضور زنان در نماز هم بایستی با پوشش کامل باشد }
سؤال 12 : چه كنیم تا دچار غُرور و عجب در عبادت نشویم ؟
الف :{ توجه به عباداتِ بزرگان } تا وقتی روی زمین هستیم،
یك هكتار زمین برای ما بزرگ است ، اما اگر سوار هواپیما شدیم هر چه هواپیما بالاتر
برود، این قطعه زمین برای ما كوچك تر می شود .
اگر توجهی به پولهای بانك كنیم، سرمایه خود را ناچیز خواهیم دید. اگر به
تسبیح گفتن همه موجودات توجه داشته باشیم، گفتن چند « سُبحانَ
الله » را
چیزی نمی دانیم. اگر به كتابخانه های بزرگ و مهم دنیا نگاه كنیم، مطالعه چند كتاب ما
را مغرور نخواهد كرد. وقتی به امام سجاد علیه السلام گفتند : چرا اینقدر عبادت می كنی؟ فرمود : عبادت
من كجا و عبادت علی بن ابیطالب كجا!
ب :{ توجه به اينكه احتمال عاقبت به شرّ شدنِ ما
وجود دارد } حدیث:
هر كس خودش را بهتر از دیگران بداند، مستكبر است. « مَن ذَهَبَ اَنَّ لَهُ
عَلَی الآخَرِ فَضلاً فَهُوَ مِنَ المُستَكبِرینَ بحارالانوار ، ج 70 ، ص 226 » آری ، چون عاقبت افراد
را نمی دانیم، نباید قضاوت عجولانه كنیم . چه بسا افراد فاسق كه مؤمن و افراد مؤمنی
كه بد عاقبت می شوند.
امام صادق علیه السلام در بیان حدیث فوق فرمود
: ساحرانی كه در تمام عمر منحرف بودند، با دیدن معجزه موسی علیه السلام در یك لحظه ایمان آوردند و تمام تهدیدات فرعون را
ناچیز و نادیده گرفتند. شیطان با شش هزار سال عبادت منحرف شد. بنابراین نباید مغرور
شویم.
سؤال 13 : این همه سفارش برای
شروع کار ها با نام خداوند در همه كارها ، برای چیست ؟
اگر شما به یك كارخانه توجه كنید ، به تمام تولیدات خود، آرم و نشانه خود
را می زند . مثلاً یك كارخانه چینی سازی، به همه ظرف های كوچك و بزرگ ، حتی كارتون
و كامیونی كه مربوط به حمل و نقل است ، نام و آرم خود را می زند.
پرچم هر كشوری هم روی میز مدیران آن كشور است ، هم بالای ساختمان ادارات
و هم روی كشتی های آن كشور. انسان خداپرست نیز تمام كارهایش ، نام و آرم خدایی دارد
؛ چه كوچك و چه بزرگ . در روایت آمده است : برای هر كاری « بِسمِ الله » بگویید، حتی اگر سر سُفره نوع غذا
را تغییر دادید « بِسمِ الله » را تجدید كنید . ( بحار
الانوار ، ج 63 ، ص 421 )
سؤال 14 : { چرا بسیاری از
پیامبران نتوانتستند جامعه دینی کامل بر پا کنند ؟ }
اگر سوزن تیز باشد و نخ هم متصل به آن باشد، هر پارچه ای دوخته می شود،
اما اگر سوزن كج بود یا نخ جدا شد، نازك ترین پارچه هم دوخته نمی شود. اگر مردم اطاعت
نكنند، رهبر كاری از پیش نمی برد همان گونه كه نخ بدون سوزن، هر قدر هم كارآمد باشد،
كاری از پیش نمی برد. {در زمان حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مردم مطیع رهبر می شوند }
سؤال 15 : { معیار ریا چیست؟ آیا درست است برای
جلوگیری از ریا در نماز جماعت و مجالس دینی شرکت نکنیم ؟ }
اولاً : هر خودنمایی حرام نیست. زن و شوهر
كه خود را برای یكدیگر آرایش می كنند، برای خود نمایی است و همین تظاهر عبادت است.
سفارش اسلام به حضور در مسجد برای نماز جماعت، نوعی خود نمایی و تظاهر است،
اما تظاهر برای تعظیم شعائر دینی. همچنین عزاداری برای امام حسین علیه السلام با حضور در خیابان ها، تظاهری است كه در آن عبادت
نهفته است.
ثانیاً : شركت بعضی افراد در نماز جماعت و
مجالس دینی ، نوعی تبلیغ و تشویقِ عملی برای دیگران است. اگر مسئولین به مسجد محلّه
بروند، مردم عادی نیز خواهند آمد.
تظاهر و ریا آنجا حرام است كه هدف مطرح كردن خود باشد، نه مطرح كردن كار.
یعنی اگر در جایی شركت كنیم كه نشان دهیم انسان نیكوكار و خوبی هستیم این ریا و حرام
است ، اما اگر هدف ما از حضور در مراسم این باشد كه به مردم بگوییم : « من آمدم
، شما هم بیایید » این تبلیغِ عملی است و حتی پاداش و ثواب دارد.
سؤال 16 : { فلسفه حوادث تلخ در
زندگی چیست ؟ }
در سر یك سفره ممكن است هم شیرینی و حلوا قرار دهند و هم فِلفل و تُرشی
؛ كودكان از شیرینی و حلوای سفره لذت می برند و فِلفل و تُرشی را بی مورد می دانند
، اما بزرگ ترها هر دو را در سفره لازم می دانند.
كودك از خوردن فِلفل و تُرشی ناراحت می شود، نوجوان تحمّل می كند و والدین
او پول می دهند تا فِلفل و تُرشی بخَرند .
انسان ها نیز در برابر حوادث سه گروهند ؛ گروهی همین كه دچار سختی می شوند
جیغ می زنند: ( إِذا
مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً معارج ، آیه 20 ) گروهی صبر می كنند : ( وَ بَشِّرِ الصَّابِرين * الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ
مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون بقره ، آیه
155
)
و گروهی به استقبال سختی ها می روند : ( وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِر احزاب ، آیه
23 ) هنگامی كه امام كاظم علیه السلام را به زندان انفرادی بردند، فرمود : چه جای خوبی
برای عبادت است ؟ !
حوادث تلخ نیز ( مانند فِلفل و تُرشی ) فواید و بركاتی دارد، از جمله :
1 . توجه انسان را به خدا بیشتر می كند.
2 . كفاره گناهان و لغزش های او می شود.
3 . قدر نعمت ها بیشتر شناخته می شود.
4 . وسیله غرور زدایی است. ( همان گونه كه
لاستیك های ماشین را باید تنظیمِ باد كرد، حوادث تلخ نیز انسان را تنظیم کرده و غفلت
و غرور و تكبر او را از بین می برد. )
شخصی از كنار مغازه بلور فروشی می گذشت چشمش به لیوان هایی افتاد كه روی
میز به طور وارونه چیده شده بود. یكی از آنها را به همان حالتی كه بود برداشت و شروع
به اعتراض به فروشنده كرد كه آقا ! چرا دَر این لیوان بسته است و ته آن باز است ؟ آری،
بسیاری از اشكالات، بر اساس باورها و تصورات غلط ما می باشد. ما خیال می كنیم كه دنیا
برای رفاه است ، لذا می گوییم : چرا رفاه نیست ؟ ما باید باور كنیم كه دنیا خوابگاه
، عشرتكده و آخور نیست بلکه میدان رشد است.
سؤال 17 : آیا
ایمان بدون عمل ارزش دارد ؟
در قرآن همواره ایمان در كنار عمل صالح آمده است : ( آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات ) ایمان و عمل صالح مانند نخ و سوزن
هستند و به شرطی كارآیی دارند كه به هم متصل باشند .
قرآن می فرماید : اگر خدا را دوست دارید ، از پیامبر اطاعت كنید : ( قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني آل عمران
، آیه 31
)
بسیارند كسانی كه می گویند : ایمان داریم ولی عمل نمی كنند .
خدا را دوست داریم ولی با او حرف نمی زنند و نماز نمی خوانند .
به امام زمان علیه السلام ایمان داریم ، ولی سهم امام را كه بر آنان واجب است
نمی پردازند .
در روزگار قدیم كسانی را كه در جنگ
ها اسیر می شدند به نام بَرده در بازار می فروختند و هر برده كه هُنری داشت گران تر
بود. شخصی به بازار بَرده فروشان آمد تا بَرده ای بخرد . به سراغ برده ای رفت و دید
قیمت آن بسیار گران است . سبب را پرسید ، گفتند : او تشنه شناس است و می فهمد چه كسی
تشنه است . علاقمند شد ، او را خرید و به منزل آورد و دوستانش را دعوت و غذایی تهیه
كرد ولی سر سفره آب نگذاشت . مهمانان چند لقمه ای كه خوردند ، یكی از آنها تقاضای آب
نمود . بَرده ی تشنه شناس نگاهی به او كرد و گفت : دروغ می گوید ، او تشنه نیست . كم
كم به تعداد تشنه ها اضافه شد و هر كدام فریاد آب سردادند . اما برده می گفت : همه
دروغ می گویند . تا اینكه یك نفر برخاست تا آبی تهیه كند . برده گفت : این شخص راست
می گوید ، زیرا از جایش بلند شد و فقط داد و فریاد نكرد . آری ، كسی در ادعای خود صادق
است كه حركت و اقدامی كند .
سؤال 18 : چگونه
عمر هزار ساله و ظهور حضرت مهدی علیه السلام در قیافه ی چهل ساله را باور كنیم ؟
معمولاً موی ابرو و مژه در
صورت ما ده ها سال ثابت است و هیچ رشدی ندارد ، در حالی كه موی سر و صورت در كنار آن
هر لحظه در حال رشد و تغییر و تحول است . هر دو از یك پوست و گوشت و خون و غذا و اكسیژن
تغذیه می كنند ، اما خداوند قادر اراده كرده است كه یك مو ثابت و در كنار آن موی دیگر
متغیر باشد.
علاوه بر آن هیچ دلیل عقلی
و نقلی و تجربی بر محدودیّت عمر انسان نداریم . خداوند در قرآن عُمر هزار ساله را برای
حضرت نوح و خوابِ سیصد ساله را برای اصحاب كهف مطرح كرده است .
{ قرآن درباره حضرت یونس علیه
السلام می گوید که اگر او جزء
تسبيحكنندگان نمی بود ، هر آينه تا روز قيامت در شكم ماهى محبوس مىگرديد. ( فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحينَ
*لَلَبِثَ في بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُون صافّات ،
آیه 143 و 144 ) خدایی که می تواند پیامبری
را در شکم ماهی تا روز قیامت حفظ کند می تواند امامی را بیش از هزار سال عمر دهد }
سؤال 19 : با اینكه پیامبران و امامان
معصومند ، پس چرا استغفار و گریه می كنند ؟
اگر سالن بزرگی را با نور كمی روشن كردیم جز اجناس و اشیای بزرگ را نخواهیم
دید ، ولی اگر همین سالن را با نور زیاد روشن كردیم حتی یك پوست تخمه دیده خواهد شد
. نور افراد عادی كم است ، لذا تنها گناهان{ کبیره و برخی گناهان صغیره } خود را می بینند ، ولی پیامبران و امامان
معصوم كه از نور ایمان بسیار بالایی برخوردارند حتی اگر یك لحظه از عمرشان را به اعلی
درجه ممكن بهره نگیرند ، دست به دعا و گریه برمی دارند .
مثال دیگر : دراز كردن پا برای كسی كه درد پا دارد ، نه حرام است نه مكروه
، ولی می بینیم كه گرفتاران به درد پا به هنگام دراز كردن پا از اطرافیان خود عذرخواهی
می كنند ، زیرا برای آنان احترامی قائلند كه حتی از كار مباح خود شرمنده هستند .
مثال دیگر : گاهی افرادی كه در تلویزیون مشغول نقل اخبارند سرفه می كنند
و فوراً از تمام بینندگان عذرخواهی می كنند ، با اینكه سرفه كردن گناه ندارد ولی چون
خودشان را در محضر مردم می بینند ، عذرخواهی می كنند . اولیای خدا نسبت به ذات مقدس
او چنان معرفت و شناختی دارند كه اگر عبادات جن و انس را نیز داشته باشند ، خودشان
را مقصر می دانند .
سؤال 20 : { حَبط و تَکفیر
اعمال یعنی چه ؟ }
اگر شخصی 20 سال خدمت مفید داشته باشد ولی فرزند كارفرمای خود را بكش، این
عمل تمام خدمات او را از بین می برد .
یك بمب كه منفجر می شود و ساختمانی فرو می ریزد ، تمام زحمات انسان ها را
در یك لحظه از بین می برد .
خوردن یك قاشق سمّ ، تمام مراقبت های بهداشتی چند ساله را نابود می كند
.
یك لحظه خواب در هنگام رانندگی ، ماشین را به دره پرتاب می كند .
یك لحظه فرو كردن چاقو در چشم ، سبب نابینایی سالیان دراز می شود .
آری ، برخی گناهان همچون آتش ، جنگل نیكی های انسان را سوزانده و به خاكستر
تبدیل می كند . قرآن می فرماید : ( أُولئِكَ الَّذينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَة بقره ، آیه
217 )
كارگری كه سالها بد كار می كرده ولی یك لحظه وقتی وارد منزل كارفرما می
شود كودك كارفرما را می بیند كه به استخر افتاده و در آستانه غرق شدن است ، او را نجات
می دهد . این عمل تمام بدرفتاری ها و كم كاری های او را جبران می كند .
گاهی به خاطر یك كار شایسته ، بدی های انسان محو می شود . ( وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ يَعْمَلْ صالِحاً يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئاتِهِ تغابن ، آیه
9 )
قرآن می گوید : نماز به پا دارید كه آن حسنه ای است كه بدی ها و زشتی ها
را از بین می برد . ( وَ
أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ
يُذْهِبْنَ السَّيِّئات هود ، آیه 111 )
سؤال 21 : چرا در قرآن ( وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ
أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ حُجرات ،
آیه 12 ) غیبتِ دیگران به خوردن گوشت برادر مرده
تشبیه شده است ؟
1 . مٌرده ، روح ندارد تا از خود دفاع كند و شخصی هم كه مورد غیبت قرار
می گیرد ، حضور ندارد تا از خود دفاع كند .
2 . گوشت مُرده اگر كنده شود ، قابل جبران نیست. غیبت ، ریختن آبرو است
و آبرو كه رفت ، قابل جبران نیست .
سؤال 22 : چرا ارثِ زن ، نصف مرد
است ؟
حقوق كارگرِ روز مزد بیشتر از كارمند رسمی است . این به خاطر آن نیست كه
شخصیت كارگر از كارمند بیشتر است ، بلكه به خاطر آن است كه برای كارمند ، بیمه ، بازنشستگی
، مُرخّصی ، حق مأموریت ، حق مدیریت ، حق عائله ، سختی كار ، بدی آب و هوا و ... در
نظر گرفته شده است كه اگر همه آنها محاسبه شود ، حقوق كارمند از كارگر بیشتر می شود
.
اسلام ، ارث زن را نصف مرد قرار داده ولی در عوض هزینه زندگی را از دوش
او برداشته و هزینه هایِ خوراك ، پوشاك ، مسكن و درمان او را توسط مرد تأمین كرده است
. زن سَهم ارث خود را برای خود حفظ می كند و تمام مخارج زندگی خود را از شوهر می گیرد.
به علاوه مهریه ای را هم از او دریافت می كند كه اگر مهریه و هزینه زندگی را در كنار
سهم ارث بگذاریم ، سهم زن بیشتر می شود .
سؤال 23 : مرگ انسان به دست كیست ؟ خدا ، یا عزرائیل ؟
وقتی شما به یك ساختمان نگاه می كنید ، می توانید بگویید : این ساختمان
را مهندس ساخت ، صاحبش ساخت ، بنّا و كارگران ساختند ، نسبت ساختن خانه به همه این
ها درست است .
چنانكه می توان گفت : كلید در را باز كرد ، دستم در را باز كرد ، خودم در
را باز كردم ، زیرا كلید در اختیار دست و دستم در اختیار من است .
قرآن گرفتنِ جان انسان را به سه گروه مُنتَسب می کند :
1 . ( اللَّهُ
يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَ الَّتي لَمْ تَمُتْ في مَنامِها زُمَر ، آیه
42 ) خداوند جان مردم را می گیرد.
2 . ( قُلْ
يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذي وُكِّلَ بِكُم سجده ، آیه
11 ) مَلكُ المَوت « عِزرائیل » جان مردم را می گیرد.
3 . ( حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ
رُسُلُنا وَ هُمْ لا يُفَرِّطُون انعام ، آیه 61 ) فرشتگان ، جان مردم را می گیرند.
در آیات فوق شاید این گونه باشد
که فرشتگان جان ها را می گیرند و به عزرائیل تحویل می دهند و عزرائیل جان ها را به
خدا تحویل می دهد و شاید هم این گونه باشد که جان افراد عادی را فرشتگان می گیرند،
جان افراد برجسته را عزرائیل می گیرد و جان اولیای الهی را خداوند بدون واسطه می گیرد.
سؤال 24 : چگونه به خدای نادیده ایمان بیاوریم ؟
هرچه به زمین نگاه كنیم و خاك ها و
سنگ های آن را به آزمایشگاه ببریم، چیزی به نام جاذبه نمی بینیم ولی از افتادن سیب
از درختی پی می بریم كه جاذبه وجود دارد. پس لازم نیست هر چیزی را با چشم ببینیم تا
به وجود آن ایمان بیاوریم. جاذبه را با حواس پنجگانه حس نمی كنیم ، اما از آثار آن
پی به وجود آن می بریم.
سؤال 25 : چرا گنهكاران ، از قرآن بهره نمی گیرند ؟
اگر در استخر آبی، لاشه مُرداری بیفتد، هر چه در آن استخر آب وارد شود یا
باران ببارد، بوی بد آن بیشتر می شود .
لجاجت در قلب انسان ، مثل مُردار در استخر است . هر آیه ای كه نازل می شود
با اینکه مایه رحمت است امّا در دلِ ناپاكِ
كافران كه وارد شود ، مایه خسارت آنان می گردد. ( وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً اسراء ، آیه
82 )
{ باران که در لطافت طبعش
خِلاف نیست در باغ لاله روید و در شوره زار خَس }
سؤال 26 : { تفاوت
خواب و مرگ در چیست ؟ }
گاهی راننده اتومبیل خود را در پاركینگ خاموش می كند و به منزل می رود
. اما گاهی در جاده ، ماشین را روشن می گذارد و به رستوران می رود.
در این دو صورت راننده در ماشین نیست ، ولی در صورت اوّل هم راننده نیست
و هم ماشین خاموش است و در صورت دوم تنها راننده نیست ولی ماشین روشن است .
قرآن می فرماید : ( اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَ الَّتي لَمْ تَمُتْ في مَنامِها زُمر ، آیه
42 ) خداوند هنگام مرگ ، جان های مردم را به طور كامل می
گیرد و آن كه نَمرده است ، در خواب جانش را می گیرد .
انسان به هنگام خواب جسمش روشن است
، یعنی اعضا مشغول به كار خود می باشند ولی روح به اطراف می رود ، اما به هنگام مرگ
جسم خاموش می شود و روح به طور كلی از جسم جدا می گردد .
سؤال 27 : مُراد
از سُنّت های الهی چیست ؟
مجلس شورای اسلامی دو رقم قانون وضع می كند :
1 . قوانینی كه برای مردم و دولت وضع می كند.
2 . قانونی برای اداره خود وضع می كند مثل آن كه هیئت رئیسه و رئیس مجلس
چگونه انتخاب شود، تعداد كمسیون ها و تعداد نفرات هر كمسیون، مقدار حقوق، شرایط مجلس
علنی و غیرعلنی ، رأی مخفی و رأی غیر مخفی ، شرایط استیضاح وزیر و ... چگونه باشد.
خداوند نیز قوانینی را برای مردم تعیین کرده كه به آنها احکام و تکالیف
می گویند و قوانینی كه برای خودش تعیین كرده
است که به آنها سُنّت الهی می گویند ( سُنَّةَ اللَّه احزاب ، آیه
38) چند سنّت الهی را برای مثال بیان می کنیم :
سنّت هدایت : ( إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى لیل ، آیه 12 ) سنّت رزق رسانی : ( وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى
اللَّهِ رِزْقُها هود ، آیه 6 )
سنّت حسابرسی : ( ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُم غاشیه ، آیه 21 ) سنّت رحمت : ( كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ انعام ، آیه
54
)
سنّت حمایت : ( إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذينَ آمَنُوا
فِي الْحَياةِ الدُّنْيا غافر ، آیه 51 )
سؤال 28 : { مدتی بدون تقلید
اعمالم را انجام داده ام تکلیف آن اعمال چه می شود ؟ }
ساختمانِ بدون پروانه و مجوّز قابل
تخریب است مگر آنكه صاحب خانه آنگونه طرّاحی كرده باشد كه تصادفاً خانه او طبق مقررات
مسئولین شهرسازی واقع شده باشد. عمل بدون تقلید نیز باطل است، مگر آنكه این عمل مطابق
فتوای مرجع تقلیدش باشد.
سؤال 29 : خدایی كه ( عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ مائده ، آیه 7 ) است، چرا ما را مورد
آزمایش قرار می دهد ؟
1 . مُدّعیان راستین از مُدّعیان دروغین شناخته شوند. همه ادعا می كنند
كه آدم خوبی هستند امّا به هنگام امتحان، افراد شناخته می شوند و هركس می فهمد كه چه مقدار در ادّعایش
راستگو بوده است.
2 . ما می دانیم كه این خیّاط یا بنّا یا نجّار چگونه می دوزد یا می سازد،
ولی بر اساس این دانش به آنها مزد نمی دهیم، بلكه بر اساس مقدار عمل مزد می دهیم. پس
كیفر و پاداش بر اساس عمل است ، نه علم خداوند.
حضرت علی علیه السلام می فرماید : آزمایشات الهی برای علم پیدا كردن خداوند
نیست، بلكه برای آن است كه بستری ایجاد شود و از انسان عملی سرزند تا كیفر و پاداش
بر مبنای عمل باشد.
سؤال 30 : چرا خداوند چیزهایی آفریده كه برای انسان خطرناك است ؟
هر چه را كه خدا آفریده ، نیكو آفریده است : ( الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ سجده ، آیه
7
) حتی زهرِ مار در بدن مار نیكوست، ولی
در بدن ما كُشنده است. چنانكه آب دهان در دهان ما نیكوست، ولی اگر به سوی كسی پرتاب
شود، جسارت بزرگی محسوب می شود.