متـن کـتاب نسیم مهر؛ حسین دهنوی؛ جلد1 تا 3؛ (13)
37 ـ چرا برخی کودکان به آموزشهای دینی بیتوجهی میکنند؟
مهمترین عامل برای بیتوجهی کودکان به آموزشهای دینی، عدم زمینهسازی والدین است. همان گونه که نقاشی بدون رنگ زمینه، و کشاورزی بدون شخم زمین مطلوب نیست، آموزش دینی نیز بدون زمینه بازده ندارد.
برای فراهم ساختن زمینهی آموزش، توجه به نکاتی لازم است:
1. ارتباط کلامی مناسب: با توجه به این که یکی از راههای آموزش ارزشهای دینی، استفاده از سخن است، حتما باید از سخنی نرم و بیانی شیوا استفاده شود، صدای بلند، به ویژه اگر با خشونت همراه شود، سبب بیتوجهی کودک به آموزش دینی خواهد شد.
2. وضعیت ظاهری مناسب: ظاهر آراسته، لباس مناسب، موی شانه زده، دندانهای تمیز، بوی خوش و...، زمینهساز آموزش دینی هستند.
3. خوشخلقی: خوشرویی و نگاه محبتآمیز، فضای ارتباط را فراهم میسازد و بداخلاقی و ترشرویی، زمینهی آموزش دین را از بین میبرد.
امام علی 7 فرمود: البشاشة حبالة المودة. [1] خوشرویی، ریسمان محبت است.
4. حوصله: برای آموزش ارزشهای دینی، بردباری ضرورت دارد. با توجه به ضعف تمرکز کودکان، گاهی لازم است آموزهای بارها تکرار شود که صبر و حوصلهی والدین را میطلبد.
دختر حضرت امام خمینی 1 میگوید: کودکی 5 ساله بودم و به حضرت امام در نماز اقتدا کردم. پس از اتمام نماز، مادرم گفت: دخترم! به شکل صحیحی اقتدا نکردی. از امام پرسیدم. آن بزرگوار 15 دقیقه برایم توضیح داد. [2]
38 ـ ترسهای کودکان در سنین مختلف کدامند و تا چه حدی طبیعی هستند؟
فرزند انسان از لحظهای که به دنیا میآید، در برابر دو محرک واکنش ترس نشان میدهد: یکی صدای بلند و دیگری افتادن. در یک سالگی از چهرههای غریبه میترسد. در دو سالگی، ترس، بیشتر از صداها (صدای سیفون، جاروبرقی، فریاد بلند) است. کودکان سه تا پنج ساله، از موجودات خیالی میترسند. کودکان در این سن، جاندار پندارند؛ یعنی موجودات خیالی مثل هیولا، غول، دیو و مانند اینها را در ذهن خود تصور میکنند و حتی به آنها جان میدهند؛ آنها را واقعی میپندارند و میترسند. در سنین بالاتر، افزون بر ترسهای دوران کودکی، ترس از تاریکی نیز شایع است که تا 12 و گاهی تا 14 سالگی نیز ادامه مییابد.
کودکان بین 2 تا 7 سال، حدود 4 تا 5 نوع ترس دارند که هر 4/5 روز یک بار خود را نشان میدهد. اگر از این حد بیشتر و ترس کودک طولانی شد، باید درمان شود و گرنه به «فوبی» [3] تبدیل خواهد شد.
39 ـ پسر 12 سالهام بسیار کم دل و جرأت است. با او چگونه برخورد کنم؟
دربارهی این مسأله فراوان با او صحبت نکنید. اگر خودش مایل بود دربارهی ترسش با شما سخن بگوید، با علاقهمندی به سخنانش گوش دهید و بدان توجه کنید. گفت و گوی کودک دربارهی ترس، از ترس او میکاهد. توجه داشته باشید که دربارهی این مسأله، بیش از حد همدردی نکنید. همدردی فراوان شما به او پیام میدهد که ترسش واقعی است.
برای مقابله با ترس، شیوههای ذیل را به او بیاموزید:
1. شمارش از عدد 100 برعکس؛ 2. شمارش چیزهایی از قبیل سرامیکها (در حمام)، موزائیکها یا اجناس در فروشگاه، کتابهای موجود در قفسه و...؛ 3. تنفس عمیق (اکسیژن حتما باید به فضای داخل شکم برسد)؛ 4. کسب آرامش در بستر با تنفس عمیق (چهار شماره دم، دو شماره حبس نفس، و چهار شماره بازدم)؛ 5. تصور کلمهی آرامش یا آرام در آسمان با حروف درشت سفید یا ابر؛ 6. کشش عضلانی (سفت و شل کردن عضلات، و تکرار کلمهی آرام).