37 ـ چرا برخی کودکان به آموزش‏های دینی بی‏توجهی می‏کنند؟

 مهم‏ترین عامل برای بی‏توجهی کودکان به آموزش‏های دینی، عدم زمینه‏سازی والدین است. همان گونه که نقاشی بدون رنگ زمینه، و کشاورزی بدون شخم زمین مطلوب نیست، آموزش دینی نیز بدون زمینه بازده ندارد.

برای فراهم ساختن زمینه‏ی آموزش، توجه به نکاتی لازم است:

1. ارتباط کلامی مناسب: با توجه به این که یکی از راه‏های آموزش ارزش‏های دینی، استفاده از سخن است، حتما باید از سخنی نرم و بیانی شیوا استفاده شود، صدای بلند، به ویژه اگر با خشونت همراه شود، سبب بی‏توجهی کودک به آموزش دینی خواهد شد.

2. وضعیت ظاهری مناسب: ظاهر آراسته، لباس مناسب، موی شانه زده، دندان‏های تمیز، بوی خوش و...، زمینه‏ساز آموزش دینی هستند.

3. خوش‏خلقی: خوشرویی و نگاه محبت‏آمیز، فضای ارتباط را فراهم می‏سازد و بداخلاقی و ترشرویی، زمینه‏ی آموزش دین را از بین می‏برد.

امام علی 7 فرمود: البشاشة حبالة المودة. [1] خوشرویی، ریسمان محبت است.

4. حوصله: برای آموزش ارزش‏های دینی، بردباری ضرورت دارد. با توجه به ضعف تمرکز کودکان، گاهی لازم است آموزه‏ای بارها تکرار شود که صبر و حوصله‏ی والدین را می‏طلبد.

دختر حضرت امام خمینی 1 می‏گوید:  کودکی 5 ساله بودم و به حضرت امام در نماز اقتدا کردم. پس از اتمام نماز، مادرم گفت: دخترم! به شکل صحیحی اقتدا نکردی. از امام پرسیدم. آن بزرگوار 15 دقیقه برایم توضیح داد. [2]


38 ـ ترس‏های کودکان در سنین مختلف کدامند و تا چه حدی طبیعی هستند؟

 فرزند انسان از لحظه‏ای که به دنیا می‏آید، در برابر دو محرک واکنش ترس نشان می‏دهد: یکی صدای بلند و دیگری افتادن. در یک سالگی از چهره‏های غریبه می‏ترسد. در دو سالگی، ترس، بیشتر از صداها (صدای سیفون، جاروبرقی، فریاد بلند) است. کودکان سه تا پنج ساله، از موجودات خیالی می‏ترسند. کودکان در این سن، جاندار پندارند؛ یعنی موجودات خیالی مثل هیولا، غول، دیو و مانند این‏ها را در ذهن خود تصور می‏کنند و حتی به آن‏ها جان می‏دهند؛ آن‏ها را واقعی می‏پندارند و می‏ترسند. در سنین بالاتر، افزون بر ترس‏های دوران کودکی، ترس از تاریکی نیز شایع است که تا 12 و گاهی تا 14 سالگی نیز ادامه می‏یابد.

کودکان بین 2 تا 7 سال، حدود 4 تا 5 نوع ترس دارند که هر 4/5 روز یک بار خود را نشان می‏دهد. اگر از این حد بیشتر و ترس کودک طولانی شد، باید درمان شود و گرنه به «فوبی» [3] تبدیل خواهد شد.


39 ـ پسر 12 ساله‏ام بسیار کم دل و جرأت است. با او چگونه برخورد کنم؟

 درباره‏ی این مسأله فراوان با او صحبت نکنید. اگر خودش مایل بود درباره‏ی ترسش با شما سخن بگوید، با علاقه‏مندی به سخنانش گوش دهید و بدان توجه کنید. گفت و گوی کودک درباره‏ی ترس، از ترس او می‏کاهد. توجه داشته باشید که درباره‏ی این مسأله، بیش از حد همدردی نکنید. همدردی فراوان شما به او پیام می‏دهد که ترسش واقعی است.

برای مقابله با ترس، شیوه‏های ذیل را به او بیاموزید:

1. شمارش از عدد 100 برعکس؛ 2. شمارش چیزهایی از قبیل سرامیک‏ها (در حمام)، موزائیک‏ها یا اجناس در فروشگاه، کتاب‏های موجود در قفسه و...؛ 3. تنفس عمیق (اکسیژن حتما باید به فضای داخل شکم برسد)؛ 4. کسب آرامش در بستر با تنفس عمیق (چهار شماره دم، دو شماره حبس نفس، و چهار شماره بازدم)؛ 5. تصور کلمه‏ی آرامش یا آرام در آسمان با حروف درشت سفید یا ابر؛ 6. کشش عضلانی (سفت و شل کردن عضلات، و تکرار کلمه‏ی آرام).




[1] ـ نهج‏البلاغه، کلمات قصار، 6.

[2] ـ سید محمدرضا علاءالدین، نگرشی نو به تربیت دینی کودکان و نوجوانان، ص 86.

[3] ـ Phobia: ترس بی‏اساس و غیر طبیعی. فرد مبتلا به فوبی، در بسیاری موارد از غیر منطقی بودن ترس خودآگاه است؛ اما نمی‏تواند در مقابل آن مقاومت کند.