عکس اول را در آورد: این عکس پسرم محسن است.
عکس دوم را گذاشت روی عکس محسن : این پسر دومم محمد است ، دو سال با محسن تفاوت سنی داشت.
عکس سوم را آورد و گذاشت روی عکس محمد ، رفت بگوید این عکس پسر سومم...
سرش را بالا آورد دید شانه های امام خمینی (ره) دارد میلرزد...
مردی که پشت دو ابر قدرت شرق و غرب را به خاک ذلت مالیده بود،در برابر عظمت روحی یک مادر گریان شده بود...

آری امام خمینی گریه اش گرفته بود...

مادر شهید فوری عکس ها را جمع کرد زیر چادرش و خیلی جدی گفت: چهارتا پسرم رو دادم که اشکتو نبینم.


عکس رو می تونید در آدرس زیر در سایت جام نویز ببینید :


http://www.jamnews.ir/detail/News/242255